
ماهر چه داریم از شهدا داریم

سالروز شهادت دو شهید در راه اسلام شهیدان امیر سپهبد صیاد شیرازی
و شهیداهل قلم آوینی گرامی باد.

وقایع روز ششم محرم الحرام
1. در این روز عبیداللّه بن زیاد نامهای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كردهام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من ميفرستند.
امام علیهالسلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آوردهام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت ميكنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مينمایم... .
در این هنگام مردی از بنياسد كه او را "عبداللّه بن بشیر" مينامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت ميكنم و سپس رجزی حماسی خواند:
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمندهای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشهام."
سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر ميرسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیهالسلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیهالسلام نداشتند. هنگامی كه یاران بنياسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیهالسلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیهالسلام فرمودند:
لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه

رمضان
ای ماه میهمانی
ای ماه انس بیشتر با قرآن
ای ماه نزول وحی
ای ماه نورانی
مارا در آغوش خود گیر
تا گرمای وجودت را احساس کنیم
با گرمای وجودت مارا بسوزان

مثل شمع وپروانه

سلام دوستان
ماه میهمانی رسید دیگه الان نفس کشیدن ما تسبیح وخواب ما عبادت
بغض گلویم را گرفته نمی دانم چه بگویم.....ازخدای مهربان تر از مادر چه بگویم......از خدایی که عشق
است ......مولاست......داناست......بخشنده......مهربان......
خدایی که میگوید بنده ی من بیا......
گرهزار بار توبه شکستی باز آی......
وحالاتفاوت میهمانی خدا با میهمانی دنیایی همینجاست......برای میهمانی دنیایی ماباید خودمان راآماده
کنیم به سختی بیفتیم اما توی میهمانی خدا......میهمانی به طرف ما میاد.
زمانی که روزه می گیریم همه یک شکلی هستیم سیاه....سفید.....پولدار.....فقیر..... همه به یاد روز
قیامت وگرسنگی و تشنگی آن روز می افتیم.

سلام دوستان میخوام یه چیزی بگم
.... که ما آدمیزادا ازیه چیزی خیلی خوشمون میاد؟ میدونید اون چیه
اره خوب فهمیدید اون چیز میهمونیه....
خدا اینقدر ما رو دوست داشته که ماها رو یه ماه مهمون خودش کرده گفته
بنده ی من یه ماه بیا خونه ی من مهمونی
بنده ی من اینقدر که دوست دارمت به نفس کشیدنتم تواین ماه ثواب میدم
بنده من تو این ماه اگه یه آیه قران تلاوت کنی ثواب ختم قرآن رو بهت تقدیم میکنم
تواین ماه یه شبی رو برات میزارم که بهش مگن شب قدر که از هزاران ماه برتره
: بزار خلاصه کنم
این ماه یه مسابقه هست یه جام جهانی که بنده هایی که
السابقونند مشخص میشن و روز عید فطر فینال این جام جهانی خدا
پس بجنبیم بایدبرای این ماه خودمونوآماده کنیم
سلام دوستان ماه میهمانی خدا داره میاد
ماه بنده نوازی خدا داره میاد
ماه دلدادگی داره میاد
ماه عبودیت خدا داره میاد
ماه نزول قرآن داره میاد

باید برای این میهمانی آماده شد
ماهی که نفسهای ما عبادت
خواب های ما عبادت
ماهی که شیطان رانده شده در غل وزنجیر
خلاصه ای ماه رحمت ماه مغفرت ماه نصرت ماه برکت
ماه مبارک رمضان آمدنت مبارک
مولا! نبض زمان، در دست های توست و قلب زمین، در انتظاردیدن روی آفتابی ات می تپد.
انتظار، کوچه باغی است که به بهار ظهور تو ختم می شود.
ما منتظران کوی عشق توایم. چشم به راهیم که چه وقت می آیی و «دری به خانه خورشید» می گشایی.
منتظرانت را دریاب که دیری است در جست وجوی تو، چون قاصدکان سرگردان، هم سفر توفانیم.
عیدتان مبارک
سلام دوستان
سال جدید سال همت مضاعف وکار مضاعف مبارک
امروز یکدفعه دلم.....
یاد فکه.....
یاد طلاییه.....
یاد دهلاویه.....
یاد شلمچه.....
افتاد.....

امسال سال تحویل رو میهمان شهدای گمنام شلمچه بودیم جای خیلی های
شما خالی بود عجب صفایی داشت اگه خدا عنایت کنه گوشه ای از
خاطرات که اسمش سفر نامه عشق هست رو تو پیامهای بعدی مینویسم.
فقط یه عیدی خوب دارم که تقدیم شما دوستان میکنم....
یکی از خصلتهای باحال خدا این است که دوست دارد
همه رامثل خودش خدایی کند.
هرکس را به اندازه ظرفیتش.
صفاتش که یکی دوتا نیست .هزار تا اسم دارد هر کدامش
قشنگ تر-نازتر-باصفاتر-محکم تر-ودلرباترازقبلی.
یکی از انها نوراست-یکی عزیز است-یکی قهار-
یکی حبیب است یکی شهیداست.....
فقط می طلبد آدم پابدهد.یک جورهایی بله بگوید آنوقت
هنرنماییش آغاز میشود.آدم میشود نور-عزیز-قهار-حبیب
شهید و.....

البته دل بردن از خدا هنر می طلبد.هنری که هنرمند میخواهد.وآن
"هنر مردان خداست "

یاد خاکریز
یاددعای توسل
یاد شبهای عملیات
یاد پلاک
یادپایداری
یادمقاومت
یادامام راحل
یادشهیدان
یادجبهه ها
"به خیر"
یک سئوال بی جواب.....
بوی سال جدید همه رو به تکاپو انداخته مردم برای سال نو، خودشونو دارن به
آب و آتیش میزنند تا سال جدید روبا تازگی وطراوتی وصف ناپذیری شروع کنند.
همه ی خانواده( پدرومادر وخواهروبرادر) دور هم جمعند کنارسفره هفت سین
نشستند اینگاری یکساله که همدیگه رو ندیدند. قصد ندارم ناراحتتون کنم اما
بعضی از خانواده هابااشک وآه سال جدید روشروع می کنند.فکرمی کنید منظورم
کدوم خانوادههاست؟میدونم خیلی ها فکرکردید که منظورم خانوادههایی هستند که
کسی از نزدیکانشونو ازدست دادند .....یا خانواده های گرامی شهدا..... نه اشتباه
نکنید.....اونایی که کسی روازدست دادند سر قبر اون عزیز ازدست رفته جمعند.....
اونایی که باباشون شهید شده،نمردند بلکه"زنده اند" (ولا تحسبن الذین قتلوا
فی سبیل الله امواتا).....میخوام از باباهایی صحبت کنم که موندند توی این دنیا
توی آسایشگاههای مجروحان شیمیایی واعصاب وروان به انتظارخانوادهاشون
لحظه شماری میکنند اما به خاطر شرایط حاد جسمی وروحی نمی تونند میوه های
دلشونو ببینندو سال نو رو بهشون تبریک بگند....حتی مهمتراینکه نتونستندتو
مراسم عقدو عروسی بچه هاشون شرکت کنند.شنیدیدمیگن دخترابابایی اند اما
خیلی از همین بابا ها آرزوی دیدن لباس عروس دخترشونولباس دامادی
پسراشون هنوزتودلشون مونده....بگذریم اما این مردان بی نام ونشان نوجوانان
وجوانان دیروزند که ازلذتها رنگارنگ دنیوی گذشتند واین انقلاب عزیز رابا
خونشان تقدیم به ما کردند.
حالا سئوالی دارم از دوستان که چقدر به یاد شهدای زنده وخانواده های
صبورشان هستیم؟
دوستان،" یارمهربان ۱۴ "منتظردل نوشتهایتان می ماند

